پردیس شهید باهنر شهرکرد

شهید علی احمدی عیسی آبادی

زندگی نامه شهید علی احمدی عیسی آبادی

دانشجوی شهید علی احمدی عیسی آبادی فرزند رضا در سال 1343 در روستای عیسی آّباد از توابع شهرستان فارسان و استان چهارمحال و بختیاری دیده به هستی گشود

خانواده برای او نام زیبنده علی را برگزیدند.برای علی زندگی زیبا بود؛اما شهادت از آن زیباتر،برای او عشق پرنده ای سبکبال بود که هر لحظه روح لطیفش را در قفس تن می آزرد.راز خون را جز شهداء در نمی یابند و بی شک علی این راز را دریافته بود که به دیدار حضرت حق شتافت.گردش خون در رگها شیرین است اما علی دوست داشت آن را در پای محبوب خود بریزد چون می دانست شیرین تر است و به گفته ی شهید اهل قلم نگو شیرین تر، بگو بسیار شیرین تر است.وی دوران ابتدایی خود را در روستای خویش گذراند و وارد مقطع راهنمایی شد و پس از گذراندن مقاطع راهنمایی و دبیرستان برای قبولی در دانشگاه امتحان داد و به دانشسرای رجایی شهرکرد(مرکز آموزش عالی شهید رجایی فعلی) وارد شد. وی در بسیج عضویت داشت و تصمیم گرفت به جبهه اعزام شود. علی سه بار به جبهه اعزام شد و در آخرین بار در سال 61 در سن 18سالگی در عملیات بیت المقدس فرشتگان بالهایشان را فرش او کردند و او همچون سلیمان نبی، سوار بر پال فرشتگان به دیدار حضرت حق شتافت.
علی رفت آن هم چه رفتنی،اصلاً این پسر همیشه سلیقه اش یک بود،حرف نداشت،همیشه یک سروگردن از این و آن بالاتر.... روحش شاد.

او دوست داشت زودتر به منزل ابدی و جایگاه جاوید خود سفر کند دوست داشت به دیدار معشوق خود بشتابد از این رو از گناه های آن زمان به خانه ی محبوب خویش پناه می برد؛ مسجد محل  همیشگی اش بود و بعد از آن بسیج؛ چون می دانست که بسیج بسیار مورد تاکید رهبر و امام اش است و همیشه در پایگاههای مسجد فعالیت داشت.
می دانست که همه ی گناهان از زبان شروع خواهند شد، از این رو  بسیار کم حرف بود و اما هیچ گاه از کمک کردن به دیگران دریغ نمی کرد و هر موقع که فرصت داشت به یاری کسانی می شتافت که احتیاج به کمک او داشتند.
اگر صحبت ازدواج ایشان می شد، می گفت فعلا می خواهد درس بخواند و به خاطر اینکه می دانست دیدار محبوب شیرین تر است و راز خون خود را دریافته بود،از انجام این کار امتناع می ورزید هر کس شهید را دیده بود و او ر ا می شناخت،عاشق اخلاقش می شد و می دانست که خدا بهترین ها را برای خودش به آسمانها خواهد برد.

 

وصیت نامه شهید علی احمدی عیسی آبادی

به نام خداوند در هم کوبنده منافقان اسلام و کاخ ستمگران و درود بر شهیدان کربلای حسین(ع) که درس چگونه زیستن و شهادت را به ما آموخته اند و سلام بر امام زمان(عج) و نایب بر حقش امام خمینی حامی مستضعفین جهان و درود بر شهیدان گلگون کفن کربلای ایران که توسط سران بیگانه وجیره خوار شرق و غرب که از آستین صدام خائن بیرون آمده و می خواهند این انقلاب نونهال را گمراه سازند، باید بدانید که ملت مسلمان ایران متکی به صلاح ایمان است و تا آخرین قطره خون خود از جمهوری اسلامی دفاع خواهد کرد و هرگز نخواهد گذاشت این دست نشانده ی ابر قدرت ها در خاکمان بمانند و مکتب خود را به جهان صادر نماییم. البته بدانید من با کمال میل و عشق به الله به این جبهه مقدس که برای پیروزی اسلام است رفته ام و کسی مرا مجبور به این کار نکرد چون ما به خودمان تعلق نداریم یعنی خلق نشده ایم تا راحت طلب باشیم یا در پی آسایش دنیوی باشیم، نه، این زندگی مادی ارزشی ندارد. ما خلق نشده ایم تا آزمایش بشویم و اساسأ جهان آزمایشی نیست و زندگی جاوید ما دنیای دیگری است. اکنون قدم در راهی گذاشته ایم که مشتاقان آزادی از اسارت خاک و پرواز به سوی فضای لایتناهی ایمان در این راه ها اسلحه شهادت زنجیر های بندگی را گسیختند و اسماعیل وار در قربانگاه عشق الهی جان باختند.

پروردگارا، در انتظار انقلاب اسلامی چه رنج ها و سختی ها که تحمل شد، چه مادران و پدرانی که به سوگ نشسته اند، چه جان ها و مال ها که در این راه بزرگ هدیه شد؛ تا این انقلاب به اینجا رسیده و اینکه ای خدای بزرگ، ای معنی هستی، ای وجود مطلق، ما وارثان خون شهیدان امانت دار این امانت بزرگ گشته ایم و ما یقین داریم که هیچ قوم و ملتی تاکنون مسئولیتی به بزرگی مسئولیت ما بر دوش نداشته است.

خدا به ما توفیق داده است تا این وحدت کلمه ای که امام عزیزمان، خمینی بت شکن به ما می گوید؛اختلافات شخصی را کنار بگذارید و فقط به جمهوری اسلامی بنگرید تا هیچ گونه صدمه ای به شما وارد نشود.پس تو ای برادر از همین لحظه که دور نشده کمی فکر کن و بیندیش که چرا به دنیا آمده ای،آیا فقط برای خوردن و خوابیدن یا نه غیر از اینها. از تمام خویشاوندان  و دوستان تقاضا دارم که امام را تنها نگذارید،چون تنها گذاشتن امام مخالف رضای خدا است و راه او را ادامه دهید.


نظرات کاربران